عز الدين حسينى زنجانى
52
معيار شرك در قرآن (فارسى)
حقيقت است و اگر حق را نپذيرفتند ، به فرمودهء قرآن : « ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا و يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ » ؛ « 1 » اين كافران را به خورد و خواب و لذّات حيوانى واگذار تا آمال و اوهام دنيوى ، آنان را غافل گرداند و نتيجه اين بيهودگى را به زودى خواهند دانست . آيا با اين حال آنها از ما راضى خواهند بود ، در حالى كه با آراى آنها برخورد كنيم ؟ آيا از شدّت خشم و غصب به هم نخواهند پيچيد ؟ نظير آن چه عالِم ثقهء بزرگوار زراره از سرورمان امام صادق - صلوات اللَّه عليه - نقل مىكند ، آن جا كه مىفرمايد : روزى رسول خدا « ص » دل تنگ و اندوهگين بود . على - صلوات اللَّه عليه - از ايشان سؤال كرد : يا رسول اللَّه ! چه چيز موجب غم و اندوه شماست ؟ رسول خدا « ص » فرمود : چگونه غمگين نباشم كه شب هنگام به خواب ديدم بنىتيم و بنىعدى و بنىاميّه « 2 » بر منبر من بالا رفتهاند و مردم را از اسلام به قهقرا برمىگردانند ، به درگاه الهى عرضه داشتم : بار خدايا ! اين حادثه در زمان حيات يا پس از رحلت من اتفاق خواهد افتاد ؟ پاسخ اين بود كه پس از وفات و درگذشت تو چنين خواهد شد . و امثال اين روايت در مآخذ و منابع اساسى ما بسيار است . ما با آنها نه فقط در مسئله امامت اختلاف داريم ، بلكه در اساس توحيد نيز از
--> ( 1 ) . حجر ( 15 ) آيهء 3 . ( 2 ) . اشاره به ابوبكر و عمر و معاويه است .